چگونه لغات انگلیسی را یاد بگیریم

داستانی واقعی که برای خودم اتفاق افتاد:

مدت‌ها بود که برای حفظ کردن لغات انگلیسی، از نرم‌افزار یادگیری لغات نارسیس استفاده می‌کردم که روشی بر پایه‌ی جعبه‌ی لایتنر بود. از اینکه هرروز تعداد بیشتری لغت به حافظه‌ی بلندمدت بنده وارد می‌شد، خوشحال بودم.

 

یک روز داشتم به اخبار انگلیسی گوش می‌دادم که به این خبر رسیدم: Google’s ambitious plan to extend human life

برایم خیلی عجیب بود. معنی همه‌ی لغت‌ها را بلد بودم، به‌جز لغت ambitious. باوجوداینکه می‌دانستم که این لغت را چندین بار در این نرم‌افزار مرور کرده‌ام، اما هر کاری که می‌کردم، معنی آن به ذهن بنده خطور نمی‌کرد. خیلی ناراحت شدم! مگر قرار نبود که وقتی لغت‌ها، از خانه‌ی پنجم جعبه‌ی لایتنر بیرون بیایند، معنی آن به حافظه‌ی بلندمدت ما برود و به‌اصطلاح هیچ‌وقت از یادمان نرود؟

حقیقت اما این بود که کم‌کم متوجه شدم که نه‌تنها این لغت، بلکه خیلی لغت‌های دیگر نیز برخلاف ادعایی که می‌شود، از یادم رفته بود. اینجا بود که متوجه شدم چه اشتباه بزرگی کرده‌ام و چه مدت‌زمان زیادی را بیخودی، روی حفظ کردن طوطی‌وار لغت‌ها گذاشته‌ام.

البته این داستان یک درس خیلی خوب هم برایم داشت. ازآنجایی‌که دیگر هیچ‌وقت معنی این لغت از یادم نرفت، فهمیدم که لغت‌های زبان را باید در قالب خود یاد بگیرم.

 


تکرار کردن، با وجود اینکه روشی مرسوم در یادگیری لغات انگلیسی است، در بلندمدت بازدهی مناسب را ندارد. 

بگذارید همین‌جا بگویم که هدف بنده در این نوشته این نیست که به‌طورکلی استفاده از روش‌هایی حفظی، مثل جعبه لایتنر، را نفی کنم. بلکه می‌خواهم به شما بگویم که از هر روشی به چه میزان استفاده کنید تابالاترین بازدهی را داشته باشید. ازآنجایی‌که خیلی از شما که این صفحه را می‌خوانید به‌تازگی یادگیری زبان انگلیسی را آغاز کرده‌اید، پیشنهاد می‌کنم که حتماً نوشته‌ی زیر را هم بخوانید.

دسته‌بندی روش‌های یادگیری لغات زبان انگلیسی

از دید بنده دو جور رویکرد برای یادگیری لغت به زبان انگلیسی وجود دارد. رویکرد اول که بنده آن را در داستان بالا نیز به کار گرفته بودم، حفظ کردن خودآگاه نام دارد.

حفظ کردن خودآگاه لغات انگلیسی:

این روش بسیار مرسوم است و شامل خواندن آگاهانه‌ی فهرست‌های لغت و تلاش جهت حفظ کردن آن با روش‌هایی مانند فلش‌کارت‌ها، جعبه‌ی لایتنر، طبقه‌بندی، تکرار روزانه، و داشتن دفترچه لغت است. این روشی است که اغلب در کوتاه‌مدت و برای موارد خاص می‌تواند کارساز باشد. مثلاً فرض کنید که چند روز دیگر امتحانی به زبان انگلیسی دارید، اما هیچ چیزی بلد نیستید؛ طبیعی است که حفظ کردن آنچه که در امتحان می‌آید تنها راهی است که در این مدت‌زمان اندک به ذهن خطور می‌کند. اما ازلحاظ علمی ثابت شده است که در بلندمدت و برای موقعیت‌های عملی (نه امتحان) روش‌های حفظ کردن لغات به‌تنهایی نمی‌تواند مناسب باشد.

اتفاقاً در تحقیقات جدید علمی آمده است که هر چه بیشتر لغات را فراموش کنیم، بهتر می‌توانیم آن‌ها را حفظ کنیم. شاید این موضوع خیلی عجیب باشد اما برای اینکه بیشتر در این رابطه بدانید، پیشنهاد می‌کنم که نوشته‌ی زیر را بخوانید.

حفظ کردن طوطی‌وار و فلش کارتی، در بلندمدت، روش مناسبی برای افزایش دایره‌ی لغات انگلیسی نیست.

یادگیری ناخودآگاه لغات انگلیسی:

 

بنده به طور تجربی متوجه شدم که اگر یک لغت انگلیسی را، به‌طور تصادفی در دو سه جای مختلف مشاهده کنم، مفهوم آن لغت به‌خوبی در حافظه‌ی بلندمدت من باقی می‌ماند. در داستان بالا نیز همین اتفاق برایم افتاد. یعنی لغت ambitious (به معنی بلندهمت و جاه‌طلب) را در یک خبر جالب مشاهده کردم که باعث شد معنای آن در ذهنم نقش ببندد و دیگر هیچ‌وقت از یادم نرود. به این روش، که کمتر از آن صحبت می‌شود، یادگیری ناخودآگاه لغت‌های تازه، در قالب خود، با استفاده از درگیری زیاد با زبان انگلیسی گفته می‌شود.

این روش را می‌توان به طور خلاصه، به صورت زیر توضیح داد:

فرض کنید که درگیر خواندن و یا شنیدن مطلبی به زبان انگلیسی هستیم که ۹۵ درصد لغاتش را میدانیم، با توجه به دریافت کلی که نسبت به آن مطلب داریم، حدسی قوی درباره‌ی مفهوم لغت تازه در ذهن ما نقش می‌بندد. هر بار که آن لغت تازه را می‌بینیم این حدس قوی و قوی‌تر می‌شود تا جایی که مفهوم آن لغت به‌طور ناخودآگاه در ذهن ما نقش می‌بندد. البته منافاتی ندارد که هر بار که لغت تازه را مشاهده کردیم به دیکشنری مراجعه کنیم و معنی آن را بیرون بیاوریم. بدین‌صورت، فرایند یادگیری ناخودآگاه لغات، سریع‌تر می‌شود و مفهوم لغت زودتر در ذهنمان نقش می‌بندد.

نکته‌ی مهم:

یک بخش آموزشی رایگان، برای یادگیری زبان انگلیسی و لغات جدید از طریق داستان، به وبسایت زبانشناس اضافه شده است. در این بخش، داستان هایی واقعی انتخاب می‌شود؛ و تمامی نکات ریز و درشت آن، به همراه لغات مهم، توضیح داده می‌شود. برای دریافت مطالب این بخش آموزشی، در فرم زیر ثبت نام نمایید. توجه بفرمایید که مطالب آموزشی این بخش، تنها برای افرادی که در فرم زیر ثبت‌نام کنند، فرستاده می‌شود.

 بهترین روش برای حفظ لغات انگلیسی چیست؟

برای اینکه بتوانیم بهترین روش برای حفظ لغات انگلیسی را بررسی کنیم، ابتدا بایستی شما را با دو مفهوم یادگیری بلوکی و یادگیری لایه‌ای، آشنا کنم.

یادگیری بلوکی

یادگیری بلوکی روشی است که در آن دانشجو روی یک مطلب، تمرکز شدیدی می‌کند تا زمانی که آن را به‌اندازه‌ی کافی حفظ کند (به گفتهٔ خودمانی یادگیری شب امتحانی). سپس به یادگیری مطلب بعدی و بعدی می‌پردازد. در این روش دانشجو احساس می‌کند که اشراف کاملی به موضوع پیدا کرده است ولی در حقیقت این یادگیری موقتی و زودگذر است.

یادگیری لایه‌ای

در یادگیری لایه‌ای برخلاف یادگیری بلوکی داده‌ها به‌صورت یکجا به ذهن شما منتقل نمی‌شود. به‌جای آن به‌صورت ذره‌ای و لایه‌ای در ذهن شما نقش می‌بندد. یعنی شما به مطلب تازه‌ای می‌رسید، آن را مطالعه می‌کنید، سپس آن مطلب از یادتان می‌رود. پس از چندی به مطلب دیگری برمی‌خورید که بخشی از داده‌های مطلب نخست را نیز در برگرفته است. دوباره آن را مطالعه می‌کنید و به همین صورت لایه به لایه داده‌های گوناگون و بعضاً درهم‌تنیده به شما افزوده می‌شود. نکته‌ی روش لایه‌ای این است که از یاد بردن و یادآوری دوباره‌ی داده‌ها، در حقیقت شما را قادر می‌سازد که کارآمدتر یاد بگیرید.

با توجه به دو تعریف فوق تقریباً مشخص است که حفظ کردن خودآگاه لغات انگلیسی، تا حد زیادی در قالب یادگیری بلوکی می‌گنجد. از طرف دیگر، یادگیری ناخودآگاه لغات نیز شبیه یادگیری لایه‌ای است.

بنابراین، توصیه بنده به شما این است که اگر به فکر یادگیری زبان انگلیسی درازمدت هستید، تا جایی که امکان دارد از یادگیری لایه‌ای استفاده کنید. البته اشکالی ندارد که بخشی از زمان خود را به یادگیری بلوکی و خودآگاه اختصاص دهید. اما سعی کنید که این زمان، نهایتاً از ده الی بیست درصد کل زمانی که برای یادگیری زبان انگلیسی اختصاص می‌دهید، بیشتر نشود.

 برای یادگیری لغات زبان انگلیسی تنها ده درصد وقت خود را به یادگیری خودآگاه واگذار نمایید.

نحوه‌ی پیاده‌سازی این روش

 اولین قدم در پیاده‌سازی یک روش خوب برای حفظ لغات، یافتن منبع مناسب است. در اینجا فرض را بر این می‌گیرم که می‌خواهید با خواندن کتاب، لغات جدید یاد بگیرید. برای این کار، کتابی انتخاب کنید که به‌طور متوسط در هر پنج‌خط آن، تنها یک لغت جدید وجود داشته باشد. اگر کتابی انتخاب کنید که در هر خط، با یک لغت جدید مواجه شوید؛ آن کتاب خیلی سخت است. از طرف دیگر مثلاً اگر در هر ده خط تنها یک لغت جدید ببینید، آن کتاب خیلی راحت است و به درد شما نمی‌خورد.

قدم دوم این است که آن کتاب را از اول تا آخر بخوانید. به همین سادگی! قبول دارم که در طول این نوشته، با کلماتی مثل یادگیری بلوکی، لایه‌ای، خودآگاه، و ناخودآگاه، مقداری شما را ترساندم. اما ته قضیه حفظ کردن و یادگیری لغات انگلیسی، چیزی بیشتر از خواندن یک کتاب مناسب از اول تا آخر نیست. به این فرایند به‌اصطلاح گسترده خوانی میگویند. اگر فرایند گسترده خوانی به‌درستی انجام شود، نه‌تنها لغات انگلیسی را به‌راحتی حفظ می‌کنید، بلکه گرامر زبان انگلیسی را نیز به‌طور ناخودآگاه یاد می‌گیرید. حتی این کار می‌تواند تأثیر زیادی در تقویت مکالمه‌ی زبان انگلیسی نیز داشته باشد.

حال اگر مایل بودید، هنگامی‌که در حال خواندن کتاب هستید، می‌توانید لغات مهم را یادداشت نموده و بعداً مرور نمایید. مثلاً می‌توانید از جعبه‌ی لایتنر برای مرور لغات استفاده کنید.

همه‌ی این کارها در یک محیط بسیار خوب با قابلیت‌های مناسب، در نرم‌افزار اندروید زبانشناس برای شما آماده شده است. در این نرم‌افزار اولاً برای تمامی سطوح مطلب قرار داده شده است؛ ثانیاً روشی ابتکاری برای افزایش دایره‌ی لغات به کار رفته است؛ ثالثاً جعبه لایتنری نیز قرار داده شده است که اگر مایل بودید می‌توانید لغاتی که انتخاب کردید را مرور کنید.

بر خلاف باور مرسوم، فراموشی اگر مدیریت شود می تواند برای یادگیری مفید باشد.

آیا مکالمه زبان انگلیسی برای فراگیری لغات مناسب است؟

البته که مکالمه برای تقویت و فراگیری لغات مناسب است. هنگامی‌که به زبان انگلیسی با کسی گفتگو می‌کنید، مطالب را بهتر و عمیق‌تر درک می‌کنید. دوم آنکه فرد مقابل شاید کلماتی را انتخاب کند که شما روش استفاده از آن را به‌خوبی بلد نبوده‌اید و این‌طور به‌خوبی می‌توانید آن را یاد بگیرید. ولی بنده باور دارم که مکالمه زبان انگلیسی را بایستی تا هنگامی‌که چیز معنی‌داری برای گفتن وجود داشته باشد به تأخیر بیندازید و عجله‌ای نداشته باشید. وگرنه گفتگوی شما محدود به صحبت‌های کلیشه‌ای مانند "حالت چطوره؟"، "اسمت چیه؟" و "هوا چطوره؟" می‌شود. تا آن زمان، می‌توانید به تقویت مکالمه‌ی زبان انگلیسی خود بپردازید. روش‌هایی مانند تکنیک سایه برای تقویت مکالمه‌ی زبان انگلیسی بسیار ساده و کارآمد هستند. درعین‌حال، هنگام استفاده از این روش‌ها، نیازی نیست که حتماً با شخص دیگری صحبت بکنید. بلکه به‌راحتی می‌توانید این کار را با هر مطلب صوتی به زبان انگلیسی (مانند فیلم، اخبار و ...) انجام دهید.

با توجه به مطالب بالا به‌شخصه برای یادگیری زبان انگلیسی ترجیح می‌دهم که درگیری زیادی با خواندنی‌ها و شنیدنی‌ها به زبان انگلیسی داشته باشم. آن‌هم مطالبی که موردنیاز بنده هست یا برایم جذاب است. یادگیری زبان انگلیسی با شنیدن و خواندن مطالب جذاب و واقعی خوبی دیگری نیز دارد. با به کار بردن این روش مطمئن خواهم بود که لغت‌های پرکاربرد را زیادتر می‌بینم و بیشتر با شیوه‌ی به کار بردن آن آشنا می‌شوم. لابه‌لای این لغت‌های پرکاربرد، لغت‌های پیشرفته نیز موجود است و آن‌ها را نیز در حد موردنیاز مشاهده می‌کنم و یاد می‌گیرم. لغت‌هایی نیز وجود دارد که کم‌کاربرد است و شاید آن‌ها را هیچ‌گاه مشاهده نکنم. ولی آیا هنگامی‌که لغتی بسیار کم‌کاربرد باشد یادگیری آن نیاز است؟ شاید هرگز لازم نباشد که آن‌ها را بدانم.

دیدگاه شما در رابطه با این موضوع چیست؟ شما چگونه دوست دارید که لغت‌های تازه را به زبان انگلیسی یاد بگیرید؟ آیا با من هم‌عقیده‌اید که خواندن و شنیدن برای یادگیری لغات انگلیسی کافی است یا روش دیگری را پیشنهاد می‌کنید؟ خوشحال می‌شوم بدانم.